سديد الدين محمد عوفى
403
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
آمده است كه شاه بر من متغير گشته « 1 » است ؟ گفت : اگر دشمن من نيستى « 2 » چرا دشمن من « 3 » در خدمت خود آوردهاى ؟ گفت : آن كيست كه دشمن پادشاه است « 4 » ؟ گفت : دهخداى كه دبير تست بدبختى باطنى ملحد است « 5 » كه دشمن دين « 6 » خدايست . ازدم گفت : او كه باشد كه پادشاه ازين نوع فرمايد « 7 » و دشمنى و دوستى او را چه محل بود « 8 » ! سلطان فرمود كه برويد و او را بياريد . رفتند « 9 » و دهخداى را بياوردند . سلطان فرمود كه شنيدهام كه تو باطنىيى و خليفهء بغداد را حق ندانى . گفت : اى خداوند ، بنده باطنى نيست ، بنده شيعى است . گفت : اى بدبخت ، مذهب شيعه ستودهتر « 10 » مذهبهاست « 11 » كه او « 12 » را سپر مذهب بواطنه مىكنى ! هردو از يكديگر بترند « 13 » . آنگاه روى سوى امرا كرد و گفت : گناه اين شخص را نيست گناه ازدم راست كه بدمذهبى ملحدى را به خدمت خود دارد ، و من بارها « 14 » با شما گفتهام كه تركان لشكر خراسان و ماوراء النهر درين ديار بيگانهاند و ما اين ولايت به شمشير و قهر گرفتهايم و ما جمله متقلد مذهب سنت و جماعتيم ، و در بلاد ما « 15 » مذهبهاى بد نبود « 16 » و هرگاه كه اين بدمذهبان در ميان كار شما آيند و بر اسرار « 17 » شما وقوف يابند و وجوه « 18 » اموال « 19 » شما را بدانند اگر ناگاه شما را دشمنى پديد آيد جمله به وى گرد آيند ، بعضى
--> ( 1 ) مپ 2 : شده ( 2 ) مج + پس ( 3 ) مج : مرا ( 4 ) مپ 2 - كه دشمن پادشاه است ( 5 ) متن : ملحدى ، مج : ملحد ( 6 ) متن : ترين ، مپ 2 و بنياد - دين ( 7 ) مپ 2 - كه پادشاه . . . . فرمايد ( 8 ) بنياد : و داخل موجودات او را شمرد ( 9 ) متن و مپ 2 و بنياد - سلطان فرمود . . . رفتند ( 10 ) متن و بنياد : ستوده ترين ( 11 ) مج : ستوده مذهبى نيست ( 12 ) مپ 2 : آن ( 13 ) متن و مپ 2 و بنياد : يكديگرند ، مج + آنگاه فرمود تا دهخدا را بسيار بزدند ( 14 ) متن و مپ 2 - آنگاه روى سوى امرا كرد و گفت گناه اين شخص را نيست گناه ازدم راست كه بدمذهبى ملحدى را به خدمت خود دارد ( 15 ) متن و مپ 2 - ما ( 16 ) مج : بود ( 17 ) متن و مپ 2 : از ( 18 ) مج - وجوه ( 19 ) مج : احوال